دل روشنی دارم ای عشق!
صدایم کن از هرچه می توانی....
صدا کن مرا از صدف های باران،
صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن،
صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو!
بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است؟
بگو با کدامین نفس می توان تا کبوتر سفر کرد؟
بگو با کدامین افق می توان تا شقایق خطر کرد؟
مرا می شناسی تو ای عشق؟؟؟
من از آشنایان احساس آبم!
همسایه ام مهربانیست! ...
من نمی دانم تو را آن سان که باید گفت!!!
من نمی گویم!!
از تو گفتن پای دل درگِل، بالهای شعر من در بَند!!!
من نمی گویم!!
خیل باران های باد آور که می بارند و می پویند و می جویند می گویند:
تا نفس باقیست زیبا، فرصت چشمت تماشاییست!!!
برچسب: اي عشق همه بهانه از,اي عشق همه بهانه از توست,اي عشق,اي عشق داريوش,اي عشق من,اي عشق انت ياحسين,اي عشق مدد كن,اي عشق عزيز هرچه هستي,اي عشق از ماندن بگو,اي عشقت بهانه من,
نویسنده: نرگس یزدانی
تاريخ: پنجشنبه
8 مهر
1395 ساعت: 1:49